تبليغاتX
چرت وپرت هاي پسرك 16 ساله
همه روز دانش آموز دارن...ماهم روز دانش آموز داریم...

سلام...دیروز زنگ سوم شیمی داشتیم و قرار بود که امتحان بگیره...اونم چه امتحانی؟؟؟

ولی به دلیل تظاهرات،دبیر خل و چلمون گف که با دبیر فیزیک حرف می زنم و شاید((به شاید توجه کنید)) زنگ اول ازتون امتحان بگیرم...

روز موعود فرا رسید...حالا معلم شیمی فراتر از چلمنمون اومده میگه می خوام زنگ اول ازتون امتحان بگیرم...جیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــغ(به قول اهورا)...

خو این چه وهضشه...ما هم عقدمونو سر دبیر بدبخت فیزیک خالی کردیم...با مدیر بحث نکردم چون می ترسیدم که چیزی از دهنم بپره و ...

دیدیم نچ فایده نداره...

حالا امتحانم سخت اندر سخت...منم که لای کتابو باز نکردم...

شاید شنبه یه قتل عامی چیزی راه انداختیم تو مردسه...

حالا این هیچ...

وخت تظاهرات شد...

حالا ما (بچه های بهترین مدرسه شهر) هی بلند شعار میدادیم:شعار هر بسیجی،حمله به ساندویچی...

حالا منم با کاغذ،هی هواپیما درست میکردمو مینداختم سر مردم بدبخت...

اینخده خندیدیم...

حالا مدیر نمی دونه کدوممونو بگیره...

دیگه شیکار کنیم...ما اگه متحد بشیم،چیزی از شهر سالم نمی مونه...

خولاصه...رسیدیم مصلای نماز جمعه...

منم به معاون گفتم:آقا،می خوایم بلیط سفر به کهریزکو رزرو کنیم...

حالا ما هی شعار بدیم: خس و خاشاک تویی ، دشمن این خاک تویی...

مدیر هم با قلچماق افتاد دنبالمون...

نتیجه می گیریم: همه روز دانش آموز دارن،ماهم روز دانش آموز داریم...

پ.ن:الان اداره بابامم...

پ.ن:باورتو میشه یلدا متولد ۶۶ و روشنک متولد ۶۷؟ تازه یلدا هم متاهله...

پ.ن:علیرضا حقیقی که آنفولوآنزا خوکی گرفت که هیچ،خبرنگاری هم که باش مصاحبه کرد آنفولوآنزا گرفت...

پ.ن:دیگه شی بگم؟؟؟

پ.ن:هر روز یه کنسرت تو کلاسمون برگزار میشه...جاتون خالی...

پ.ن:معلمای ما هم امسال عقده ای شدنا...ولی خو بیچاره ها حق دارن...آخه پارسال دمار از روزگارشون درووردیم...

پ.ن:۱۶ سال...کانون فرهنگی آموزش(قلم چی)...کوشا جان،پشتیبانته... :دی

پ.ن:بستونه دیگه...کار و زندگی داریما...

فهلا..........دومستون دارم

 


+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 13:16
توسط Mehdishmas موضوع: |
سيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام...

جهت اطلاعات عمومي بگم كه اگه اين آهنگو دانلود نكنيد،عمرتون در فناست......خود دانيد...

ورژن جديد ته تغاري...عليشمس و اشكين ۰۰۹۸

دانلود ته تغاري

اشکین و علیشمس


+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 16:17
توسط Mehdishmas موضوع: |
تورو از خاطرم برده
تب تلخ فراموشي
دارم خو ميکنم با اين
فراموشي و خاموشي

چرا چشم دلم کوره
عصاي رفتنم سسته
کدوم موج پريشوني
تورو از ذهن من شسته

خدايا فاصلت تا من
خودت گفتي که کوتاهه
از اين جا که من ايستادم
چقدر تا آسمون راهه

من از تکرار بيزارم
از اين لبخند پژمرده
از اين احساس ياسي که
تورو از خاطم برده


به تاريکي گرفتارم
شبم گم کرده مهتابو
بگير از چشماي کورم
عذاب کهنه ي خوابو

چرا گريم نميگيره
مگه قلب من از سنگه
خدايا من کجا مي رم
کجاي جاده دلتنگه

مي خوام عاشق بشم اما
تب دنيا نميذاره
سر راه بهشت من
درخت سيب مي کاره

 واقعا این علی لهراسبی دیوونس..من موندم این صدا رو ا کجا اورده؟؟؟؟؟

اینک لینک دانلودش....دانلود نکردی از دست رفته...اهنگ جديد دلنوازان

بي معرفتا نظر بدين.........


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 14:57
توسط Mehdishmas موضوع: |
سوووووووووووووولام....خوفيد شما...من الان در حال جوگير شدن دارم اينو مي نويسم...آخه دارم آهنگ ميگوشم...آهنگش خيلي خفنه(در حد المپيك(:دي))..فقط حواستون باشه تو جمع گوشش ندينا..چون انقد شاده ممكنه همونجا جوگير بشيد و...(:دي)(به دلايل امنيتي حذف گرديد).نيگا،اگه دانلود نكرديد ول معطليدا...واي عاشقتم،واي واي عاشقتم..چيه خو؟ چرا منظور ميگيريد؟؟دارم ميگوشمش....عليشمس و اشكين ۰۰۹۸ خوندش..

 


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 14:53
توسط Mehdishmas موضوع: |
بــــــــــــــــــــــله.امروز روز اول مدرسه.اولین روز یک سال بدبختی.نمی دونم چرا اینقد از مدرسه بدم میاد.

ولی با این وجود یه جورایی دلم واسش تنگ شده بود.ینی من دل ندارم.خو دلم واسه دوستام تنگ شده

بود دیگه.وارد مدرسه می شویم .مشتی بشر و انسان و آدم غریبه ریخته بود درون مدرسمون.که 

ظاهرا افرادشون بیشتر از آشنایان بود.می نشینیم و با بچه ها فک می زنیم تا اینکه اولین معلم وارد

مدرسه  می شود.اه.اول صبی ضد حال.خلاصه با همکاری دوستان هر چی فحش اختراع شده و نشده

هست بار معلمای بدبخت میکنیم.(تو دلمون ها) ولی هنگامی که از جلومون رد می شوند به پایشان

می افتیم و کلی بگو بخند و اینا.ولی تو دلمون کل طایفشو فحش می دیم و دوس داریم دک و پوزشو بیاریم پایینGun Touting.دلم واسه این معلما میسوزه ها.سپس پسر و عزیز دردانه مدیر ما هم که به

همراه دو تا اسکورت (:دی) وارد مدرسه می شود.سال اولشه . حالا وایسا.حالشو می گیرم.خلاصه زنگ

مدرسه به صدا در میاد و با بی حوصلگی سر صف می ایستیم.مدیر می آید و واسمون اندکی حرف می زند.مدیرمون خیلی باحاله.در حالت عادی که حرف می زنه خندمون می گیره.بسی شوخ طبع است مدیر ما.خلاصه وارد کلاس می شویم.کلاس ما،بزرگترین کلاسه.بعد از چند دقیقه دیوونه بازی در کلاس،معلم ریاضی وارد کلاس می شود.اندکی خل و چل تشریف دارن ایشون.خلاصه یه جوری کلاس تموم می شه و میره پی کار و زندگیش.زنگ تفریح به صدا در میاد و من هم که داشتم تقریبا در کلاس چرت می زدم با شنیدن صدای زنگ همچین حالتی بم دست داد.زنگ بهدی دبیر محترم فیزیک جناب آقای ... به جای دبیر محترم قبلی فیزیک که گفتم زندگیش به حالت تعلیق در اومدهو اسم خودشم یادش نمیاد ، سر کلاس می آید.می گویند معلم خوفیست ولی از قدیم گفتن:مشک آن است که ببوید وانگهی دریا شود...چیه خو؟یادم رفت.خلاصه میگفتم.نمی دونس چطور بچه ها رو بخندونه.یه حرفایی می زد در حد لالیگا چرت بودن.یه مثالای عجیب و غریب . قیافشم همچون...می ماند.(گفتم شاید وبمو تعطیل کنن) معاون محترم و ارجمندمان به کلاس می آید و ضدحال می زند.برنامه فردا رو بمون میده.آخه...می میرید یه روز و تعطیل کنید.به سلامتی زنگ می خوره و یک زنگ هم فدای سرمون.میایم خونه و بهدش این چرت و پرت ها رو می تایپیم.ما هم بیکاریم ها.شما بیکار ترید که میاید نوشته های منو میخونید.(:دی)

کاری چیزی ندارید......فهلا...دومستون دارم....بوس بوس بای بای


+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 14:26
توسط Mehdishmas موضوع: |

امروز واسم روز غم انگيزيه..........يه حس عجيبي دارم....دوست دارم با خدام حرف بزنم.....ميخوام بهش بگم  ممنونم كه اين توانايي و بهم دادي تا يك ساله ديگه بتونم روزه بگيرم....خدايا ممنونم كه گذاشتي يه بار ديگه تو شبهاي قدر، قدرتو بدونم و تا صبح بشينم و دعات كنم.....خداي من ،ممنونم كه يه بار ديگه اجازه دادي صدات كنم...ازت درخواست كنم...درخواستي كه بعضي وقت ها با بغض صدام همراهه....خدا جووووونم دوست دارم.........هنوز ماه رمضونت تموم نشده دلم واسش تنگ شده....دلم واسه صداي ربنا كه هميشه قبل از افطار مي تونستم صداشو تو حياط خونمون بشنوم تنگ شده.....خدايا دلم واسه شبهاي قدرت تنگ شده...دوست دارم دوباره دعاي جوشن كبير بخونم....دوباره هزار اسمتو صدا كنم...... تا صبح دعات كنم....قرآن رو سرم بذارم و به اسمت قسم بخورم.....خداجونم ممنون از اين كه يه بار ديگه منو به سفره مهمونيت دعوت كردي.....خدا جونم دلم واسه ماه رمضونت تنگ شده................دوووووست دارم


+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم شهریور 1388ساعت 8:59
توسط Mehdishmas موضوع: |

باز آمد....بوی ماه مدرسه .........بوی گند کلاس  مدرسه

چند روز دیگه مونده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟فچ کنم میشه ۱۱ روز دیگه ؟؟؟؟؟ ای خدا...............ما چه گناهی کردیم که این معلمارو باید تحمل کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از اون مردتیکه دبیر ریاضی که انشا الله از مدرسمون بره گرفته تا عزراییل(دبیر محترم ادبیات فارسی)با اون عینک و استیلش.......... 

ای خــــــــــــــــدا...................

ولی چقد بهشون خندیدیم ها..................یادش بخیر..............جوووووووووونی کجایی که یادت بخیر..

با برو بچ می گفتیم و میخندیدیم......من که هنو کتابامو نگرفرتم(نمونه ای از بردن آبروی زبان شیرین فارسی) ای تو روحت که میگی هر روز باید امتحان بدی.....ای بمیری که میگی هر روز باید درست حظفت باشه............

ولی ...............

متاسفانه دبیر محترم فیزیک در کما تشریف دارن.........گناه داره معلم خوبی بود..........تصادف کرده باباش مرد...........خودش هم رفت تو کما............بحث رو عوض نکنیم

ای بمیری که میگی فردا اگه باباتو نیووردی نیا مدرسه................اَه


+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 16:59
توسط Mehdishmas موضوع: |
سلامی دوباره از اندر دل و قلب و مغز واینا به شما دوستان با وفا

 

بیبخشید ها که دیر اومدم...................................آخه حوصله ی اومدن تو نت رو نداشتم......الانم نمی دونم چرا این جا هستم ......مهم اینه که اونجا نیستم....پس بهتره همین جا باشم......پس میمونم ......شما هم چرت و پرت های مرا بخونید......

متاسفم...........

اما من عادت دارم آبروی زبان و ادبیات فارسی رو ببرم.....پس ناراحت نشوید و یک بار دیگر عنوان وبلاگ رو بخونید و لبخند بزنید................

حال بیخیال.......


+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 16:1
توسط Mehdishmas موضوع: |

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 12:54
توسط Mehdishmas موضوع: |
حتما شما هم برنامه ماه عسل رو می بینید.......

از کجا محلوم ...........شاید نمی بینید.......................

اصلا به من چه..............................

همون برنامه ای که یه مجری بیکار داره..........

که یه خورده هم زیادی حرف می زنه و چرت وپرت میگه....

شاید هم بیشتر...................

حالا بیخی......

آمممممممممممما...................

آهنگ تیرتاژش خیلی فشنگه...........

من که دومسش دارم.............................

حالا......................................

دانلود اون آهنگ رو براتون گذاشتم..........

برید حالشو ببرید..............................

دانلود آهنگ تیتراژ ماه عسل


+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 12:30
توسط Mehdishmas موضوع: |

mehditnt

Mehdishmas

mehditnt

http://mehditnt.blogfa.com

چرت وپرت هاي پسرك 16 ساله

چرت وپرت هاي پسرك 16 ساله

چرت وپرت هاي پسرك 16 ساله

سیلام.خوفید.همون طور که از اسم وبلاگ بنده محسوسه اینه که در این وبلاگ چرت و پرت می نویسم.هر چی تو مخم بود میارم تو وبم..هووم؟؟؟حالا میخواد خوشتون بیاد،میخواد خوشتون نیاد.به من چه؟ ولی خوشحال میشم که شما هم در نوشتن این چرت و پرت ها به بنده کمک کنید.نمی دونم دیگه،هر چی می خواید تو نظرات بنویسید..خوشحال شدم که اومدید وبم.هر کی هم میخواد تبادل لینک کنه خجالت نکشه!(:دی)اگه می خواید آمار سایتتون بره بالا خوب تبادل لینک می کنیم.در ضمن من از تمام دبیران محترم زبان و ادبیات فارسی کمال عذرخواهی را دارم چون ممکنه در این وبلاگ آبرو و شرف ادبیات فارسی زیر سوال بره....دومستون دارم...

چرت وپرت هاي پسرك 16 ساله

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

انواع کد هاي جديد جاوا تغيير شکل موس